اسجل
🌐 دارم ثبت نام میکنم
این واژه در عربی میتواند به معنای «بزرگ»، «والامقام» یا «والاتر» باشد، و در برخی کاربردها نیز با «ثبت کردن» و «درج کردن» ارتباط پیدا میکند اگر از ریشههای متفاوت دیده شود. با این حال، به دلیل چندمعنایی و احتمال تفاوت در املای واژه، معنا باید بر اساس بافت تعیین شود.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ثبت در تاریخ
📌 امتیاز
📌 ثبت کردن
📌 نوار
📌 ضبط
📌 ثبت شده
جمله سازی با اسجل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طلب المدرب من اللاعبين أن اسجل وا حضورهم عند الباب.
مربی از بازیکنان خواست که حضور خود را در محل تمرین ثبت کنند.
💡 من الأفضل أن اسجل ملاحظاتك أثناء الاجتماع حتى لا تنساها.
بهتر است در طول جلسه یادداشت برداری کنید تا آنها را فراموش نکنید.
💡 إنه شعور جيد...،أعلم أنني يمكن أن اسجل واخترت عدم التسجيل.
حس خوبی داره... میدونم که میتونستم ثبت نام کنم و ترجیح دادم که ثبت نام نکنم.
💡 أنا اسجل هذا لـ بناتي إيما و لينزى
من این را برای دخترانم اما و لیندسی ضبط میکنم