واقفة
🌐 ایستاده
اسم (noun)
📌 ایستاده
📌 بالا
📌 مستقیم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ایستاده
جمله سازی با واقفة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بقيت السيدة واقفة في الصف حتى جاء دورها.
زن در صف ایستاد تا نوبتش رسید.
💡 فوجدها واقفة أمام المتجر تبحث عن عنوان الشارع الصحيح.
او را دید که جلوی مغازه ایستاده بود و دنبال آدرس درست خیابان میگشت.
💡 كانت السيارة واقفة أمام المدرسة منذ الصباح بسبب العطل.
ماشین از صبح به دلیل خرابی، جلوی مدرسه پارک شده بود.
💡 المدرسة كلها واقفة عشان تسمع والما لقى محل في الفصل وقف بالشباك
تمام مدرسه برای گوش دادن ایستادند و آنهایی که جایی در کلاس پیدا نکرده بودند، کنار پنجره ایستاده بودند.
💡 وفي يوم جه محمود وهيا واقفة بتكلم وليد ومصره تكون قريبه منه.
روزی محمود آمد و او ایستاده بود و با ولید صحبت میکرد و اصرار داشت که به او نزدیک شود.
💡 فقلق عليها ورجع ألوضتها وأتفاجئ أنها واقفة وبتصلي.
نگران او شد و به اتاقش برگشت و با کمال تعجب دید که ایستاده و مشغول نماز است.
💡 رأيت فتاة واقفة عند الشباك تراقب المطر بهدوء.
دختری را دیدم که کنار پنجره ایستاده بود و آرام باران را تماشا میکرد.
💡 في نهاية اليوم، لقاها واقفة عند الباب تنتظر حافلة المساء بصبرٍ هادئ.
در پایان روز، او را دید که کنار در ایستاده و صبورانه منتظر اتوبوس عصر است.