واستغرقت
🌐 طول کشید.
وجه وصفی (participle)
📌 دوام آورد
دیکشنری عربی به فارسی
📌 طول کشید
📌 و گرفت
جمله سازی با واستغرقت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 واستغرقت إعداد الوجبة وقتًا أقل من المعتاد لأن المكونات كانت جاهزة.
آماده کردن غذا کمتر از حد معمول طول کشید چون مواد اولیه از قبل آماده شده بودند.
💡 واستغرقت الرحلة من المدينة إلى القرية نحو ثلاث ساعات كاملة.
مسیر از شهر تا روستا حدود سه ساعت کامل طول کشید.
💡 واستغرقت عملية الترجمة يومًا كاملًا بسبب كثرة المصطلحات الفنية.
فرآیند ترجمه به دلیل تعداد زیاد اصطلاحات فنی، یک روز کامل طول کشید.
💡 وكانت أول لوحة له على نطاق واسع واستغرقت يومين لإكمالها.
این اولین نقاشی او در مقیاس بزرگ بود و تکمیل آن دو روز طول کشید.
💡 كانت العملية بسيطة إلى حد ما واستغرقت نحو ساعة.
این فرآیند نسبتاً ساده بود و حدود یک ساعت طول کشید.
💡 كافحت مع الوظيفة الجديدة، واستغرقت بضعة أسابيع لتستعيد توازنها.
او با شغل جدیدش مشکل داشت و چند هفته طول کشید تا تعادلش را بازیابد.