هزب

🌐 حزب

«هَزْب» در لغت عربی به معنای بریدن، جدا کردن، یا تیز و برنده بودن آمده و گاهی نیز به سخن تند و نافذ یا شمشیر برنده نزدیک می‌شود. این واژه در برخی منابع با واژه‌های مرتبط با شدت، صلابت، و قطع‌کنندگی پیوند دارد.

جمله سازی با هزب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لاحظَ المزارعُ هزب الحشراتِ حولَ الضوءِ الليليِّ أمامَ الباب.

کشاورز متوجه حشراتی شد که دور چراغ خواب جلوی در وزوز می‌کردند.

💡 سمعَ الراعي هزب الأغنامِ في الفجرِ قبلَ أن يفتحَ الحظيرة.

چوپان سپیده دم، پیش از آنکه در آغل را باز کند، صدای بع بع گوسفندان را شنید.

💡 كان هزب الماءِ في الساقيةِ يملأُ المكانَ بصوتٍ هادئٍ ومريح.

صدای آب جویبار، فضا را پر از آرامش و سکوت کرده بود.

کلمات مرتبط