استبد

🌐 جایگزین کردن

این واژه از نظر شکل، کم‌کاربرد و غیرمعمول است و معمولاً به‌عنوان صورت نادری از ریشه «بدّ / بدد» دیده می‌شود. در برخی بافت‌ها می‌تواند به معنای «تنها شدن»، «منفرد گشتن» یا «از جمع جدا شدن» فهمیده شود، اما برای معنای دقیق باید به منبع مراجعه کرد.

فعل (verb)

📌 استبداد کردن

📌 غرق کردن

جمله سازی با استبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لا ينجح أي نظام إذا استبد فيه شخص واحد بكل القرار.

هیچ سیستمی موفق نخواهد شد اگر یک نفر تمام تصمیم‌گیری‌ها را در انحصار خود داشته باشد.

💡 اشتكى الناس من مسؤول استبد بالمنصب وأهمل مشورة الفريق.

مردم از مسئولی که از موقعیت خود سوءاستفاده کرده و توصیه‌های تیم را نادیده گرفته بود، شکایت داشتند.

💡 ‬حاول مع أخرى وأخرى وظل يحاول إلى أن استبد به التعب‪

او با یکی دیگر و یکی دیگر امتحان کرد، و به تلاش ادامه داد تا اینکه خستگی بر او غلبه کرد.

کلمات مرتبط