نَكَفَ

🌐 ناکاف

«نَكَفَ» به معنای «کنار زد»، «دور کرد»، «پس زد» یا «بازداشت» است. این ریشه در برخی موارد برای اشاره به جلوگیری از انجام کاری یا دور ساختن چیزی به کار می‌رود. در زبان کلاسیک، گاهی بار معناییِ ممانعت یا برگرداندن نیز دارد و بسته به ساخت جمله، معنایش می‌تواند کمی متفاوت شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 ما بس می‌کنیم

جمله سازی با نَكَفَ

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نَكَفَ الدمعُ عن عينيه عندما تذكّر أمه الراحلة.

وقتی یاد مادرش افتاد، اشک در چشمانش حلقه زد.

💡 نَكَفَ الصبيُّ دموعه وحاول أن يبدو قويًا أمام أصحابه.

پسر اشک‌هایش را پاک کرد و سعی کرد جلوی دوستانش قوی به نظر برسد.

💡 ‬وكنا ال نكف خاللها عن الدردشة والضحك مع ازدياد‬ ‫الثقة فيما بيننا وإعجابي بفطنته وظرفه أو خفة دمه‪

در آن مدت، ما بی‌وقفه گپ زدیم و خندیدیم و اعتماد و تحسینمان به خاطر شوخ‌طبعی، جذابیت و بذله‌گویی او بیشتر شد.

کلمات مرتبط