نضج
🌐 بلوغ
یعنی «رسیدنِ میوه یا غذا به مرحلهی پختگی»، «رسیدن به کمال یا بلوغ». در اصل دربارهی پخته شدن و کامل شدن چیزی، بهویژه خوراک یا میوه، است؛ و بهصورت مجازی برای رشد فکری یا رسیدن به مرحلهی کامل نیز استفاده میشود.
اسم (noun)
📌 بلوغ
📌 رسیدن
فعل (verb)
📌 بالغ
📌 رسیده
📌 رسیدن
جمله سازی با نضج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قد يكون التنازل أحيانًا علامة نضج عندما يهدف إلى حفظ العلاقات.
گاهی اوقات، سازش میتواند نشانه بلوغ باشد، زمانی که هدف آن حفظ روابط باشد.
💡 بعد سنوات من التجربة، نضج فكره وصار أكثر هدوءًا.
پس از سالها تجربه، تفکر او بالغتر و آرامتر شد.
💡 يحب مشاهدة نضج الحمضيات على أشجارها كل شتاء.
او عاشق تماشای رسیدن مرکبات روی درختانش در هر زمستان است.
💡 فهم الحقيقية الحياة يحتاج إلى نضج وتجارب متكررة.
درک واقعیت زندگی نیاز به پختگی و تجربیات مکرر دارد.
💡 يجب أن تراقب الفاكهة حتى نضج ها الكامل قبل القطف.
قبل از چیدن، میوه باید تا زمان رسیدن کامل تحت نظر باشد.