نسوق
🌐 ما به بازار عرضه میکنیم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 به تعویق انداختن
📌 کالایی کردن
جمله سازی با نسوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما كنا نسوق الى هنا أحسست كأنى اسوق الى الكنيسه مع جدي
وقتی اینجا رانندگی میکردیم، احساس میکردم دارم با پدربزرگم به کلیسا میروم.
💡 نحن نسوق السيارة بحذر شديد في الطرق المزدحمة.
ما در جادههای شلوغ با احتیاط زیادی رانندگی میکنیم.
💡 في الصباح، نسوق الأطفال إلى المدرسة قبل الذهاب إلى العمل.
صبحها قبل از رفتن به سر کار، بچهها را با ماشین به مدرسه میبریم.
💡 فيمكنك الوثوق بانه في جميع المشاريع التي نسوق لها، فان الشروط متماثلة لجميع المستثمرين والمشتريين.
شما میتوانید مطمئن باشید که در تمام پروژههایی که ما به بازار عرضه میکنیم، شرایط برای همه سرمایهگذاران و خریداران یکسان است.
💡 أحيانًا نسوق القطيع إلى المرعى في وقت مبكر من النهار.
گاهی اوقات گله را اوایل روز به چراگاه میبریم.