يسوق
🌐 او رانندگی میکند
دیکشنری عربی به فارسی
📌 رانندگی
📌 بازار
📌 ترویج
جمله سازی با يسوق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أحيانًا يسوق القائد فريقه نحو هدف واضح بخطوات مدروسة.
گاهی اوقات یک رهبر، تیمش را با گامهای سنجیده به سمت یک هدف مشخص هدایت میکند.
💡 وهو يشبه الفرق بين مشاهدة شخص يسوق سيارة والقيام بقيادتها بالفعل.
مثل تفاوت بین تماشای رانندگی کسی و رانندگی واقعی آن است.
💡 انا قلت يمكن داير يسوق وفد من كيزان هنا ويمشي الخرطوم يعملوا وساطة
گفتم شاید میخواهد هیئتی از اسلامگرایان را اینجا رهبری کند و برای میانجیگری به خارطوم برود.
💡 أشعر بالقلق من أن يسوق الإسكان قد يتعرض للانكماش بسبب ارتفاع أسعار الفائدة.
من نگرانم که بازار مسکن به دلیل افزایش نرخ بهره، دچار رکود شود.
💡 في السوق، يسوق التاجر بضاعته بأسلوب مقنع لجذب الزبائن.
در بازار، تاجر کالاهای خود را به شیوهای متقاعدکننده به بازار عرضه میکند تا مشتریان را جذب کند.
💡 الشهود رأوه يسوق مبتعدا مع شخص اخر في سيارة جيب
شاهدان او را در حال فرار به همراه شخص دیگری در یک جیپ دیدهاند.