نَسْف

🌐 منفجر کردن

«نَسف» یعنی برکندن، فروپاشاندن، از جا کندن و متلاشی کردن. این واژه هم در معنای مادی به کار می‌رود، مثل ویران کردن چیزی، و هم در معنای مجازی، مثل از بین بردن یک نظریه یا اساس یک چیز. در عربیِ امروز نیز «نسف» بسیار رایج است و مفهوم «درهم کوبیدن» یا «کامل نابود کردن» را می‌رساند.

فعل (verb)

📌 منفجر کردن

📌 تضعیف

📌 انفجار

📌 دینامیت

📌 منفجر شدن

اسم (noun)

📌 انفجار

📌 تخریب

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اژدر

جمله سازی با نَسْف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 قد يسبّب قرار متسرع نسف الخطط التي بُنيت خلال أشهر.

یک تصمیم عجولانه می‌تواند برنامه‌هایی را که ماه‌ها برای آن تلاش شده بود، خنثی کند.

💡 ‬مع العدو الحميم الذي يدفع المهندس‬ ‫سعيد إلى نسف الجسر الذي اجتهد في رسمه‪

با دشمن صمیمی که مهندس سعید را به انفجار پلی که با زحمت طراحی کرده است، سوق می‌دهد

💡 أدّت الشائعة إلى نسف جهود المصالحة بين الطرفين.

این شایعه، تلاش‌های آشتی بین دو طرف را تضعیف کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران