اساسات
🌐 بنیادها
جمعِ «أساس» است و به معنی «پایهها، بنیادها، مبانی» میآید. این واژه معمولاً برای مجموعه اصول یا شالودههای یک موضوع، ساختمان، اندیشه یا نظام بهکار میرود.
اسم (noun)
📌 بنیاد
📌 اصول اولیه
جمله سازی با اساسات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فحدث بغتة زلزلة عظيمة حتى تزعزعت اساسات السجن.
ناگهان زلزلهی شدیدی رخ داد، به طوری که پایههای زندان به لرزه درآمد.
💡 تعلّم الطالب اساسات البرمجة قبل أن يبدأ في كتابة التطبيقات المعقدة.
دانشجو قبل از شروع به نوشتن برنامههای پیچیده، اصول اولیه برنامهنویسی را میآموزد.
💡 شرح المعلم اساسات النحو بطريقة بسيطة ومفهومة لجميع التلاميذ.
مدرس اصول اولیه دستور زبان را به روشی ساده و قابل فهم برای همه دانش آموزان توضیح داد.
💡 يحتاج الموظف الجديد إلى فهم اساسات العمل قبل تحمل المسؤولية الكاملة.
کارمند جدید قبل از اینکه مسئولیت کامل را بر عهده بگیرد، باید اصول اولیه کار را درک کند.