ناصح

🌐 مشاور

«ناصح» یعنی «اندرزگو»، «خیرخواه» یا «پنددهنده». این واژه برای کسی به کار می‌رود که از روی دلسوزی و صداقت، به دیگری نصیحت می‌کند و خیر او را می‌خواهد. «ناصح» در متون اخلاقی و دینی بسیار رایج است و بار معنایی مثبت دارد.

فعل (verb)

📌 مربی

📌 مشاوره

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مشاور

جمله سازی با ناصح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إنه أقل ما يمكنني فعله لأفضل ناصح أكاديمي في سي آر يو

این کمترین کاریه که می‌تونم برای بهترین مشاور تحصیلی CRU انجام بدم.

💡 استمعَ الشابُّ إلى ناصحٍ حكيمٍ حذّرهُ من اتخاذِ قراراتٍ متسرعةٍ في العملِ.

مرد جوان به حرف‌های مشاور خردمندی گوش داد که او را از تصمیم‌گیری‌های عجولانه در محل کار برحذر می‌داشت.

💡 كانَ الطبيبُ ناصحًا في حديثِهِ، فشرحَ للمريضِ أهميةَ الغذاءِ المتوازنِ والراحةِ الكافيةِ.

پزشک در صحبت‌هایش بسیار مفید بود و اهمیت رژیم غذایی متعادل و استراحت کافی را برای بیمار توضیح داد.

💡 في الأوقات الصعبة، أصبح الصوت الداخلي داخله أعظم ناصح له.

در مواقع دشوار، ندای درونی او بزرگترین مشاور او شد.

💡 قدّمَ المعلمُ ناصحًا صادقًا للطالبِ كي يحسنَ تنظيمَ وقتِهِ قبلَ الامتحاناتِ.

معلم قبل از امتحانات، نصیحت‌های صادقانه‌ای به دانش‌آموز ارائه داد که چگونه زمان خود را بهتر سازماندهی کند.

💡 يجب على الكتّاب الطموحين السعي للعثور على ناصح في الأدب.

نویسندگان مشتاق باید به دنبال یک مربی در ادبیات باشند.

کلمات مرتبط