ميه
🌐 صد
«ميه» در نوشتار عربیِ غیررسمی میتواند صورتِ کوتاهشده یا آوانویسیِ واژهای باشد که به «ماء» / «آب» یا شکلهای محاورهایِ نزدیک به آن برمیگردد، اما به خودیِ خود در عربی معیار واژهای مستقل و رایج نیست؛ اگر در متن محاورهای دیده شود، معمولاً باید از قرینه فهمید که منظور «آب» یا تلفظی نزدیک به آن است.
اسم (noun)
📌 من
جمله سازی با ميه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وضعتُ ميه في الزجاجةِ قبلَ السفرِ حتى لا نعطشَ في الطريقِ.
قبل از سفر آب را در بطری ریختم تا در مسیر تشنه نشویم.
💡 تحتاجُ النباتاتُ إلى ميه نظيفةٍ كي تنموَ بشكلٍ صحيٍّ في الحديقةِ.
گیاهان برای رشد سالم در باغ به آب تمیز نیاز دارند.
💡 رفضت بآو ميه الذهاب وفضلت البقاء قريبة من قريتها.
بائو می از رفتن امتناع کرد و ترجیح داد نزدیک روستایش بماند.
💡 شربتُ ميه باردةً بعدَ المشي الطويلِ في السوقِ القديمِ مع الأصدقاء.
بعد از یک پیادهروی طولانی در بازار قدیمی با دوستانم، آب خنک نوشیدم.