موافقا

🌐 توافق شده

«موافقا» معمولاً شکلِ منصوب یا حالتِ قیدی از «موافق» است و معنایی نزدیک به «به‌طور موافق، در حالی که موافق است، طبقِ نظرِ موافق» می‌دهد. در متون عربی ممکن است به‌صورت قیدی یا به‌عنوان بخشی از ساختارهای نحوی دیده شود. در فارسی می‌توان آن را «موافقت‌آمیز»، «هماهنگ»، یا «طبق نظر موافق» ترجمه کرد، البته بسته به جمله.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 باشه با

📌 مطابق با

📌 باحال با

📌 در توافق با

📌 موافق است

جمله سازی با موافقا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كان موافقا راسه على السفر، لكن والده نصحه بالتأجيل حتى تتحسن الظروف.

او تمایل به سفر داشت، اما پدرش به او توصیه کرد که این کار را تا بهبود شرایط به تعویق بیندازد.

💡 دخل الغرفة موافقا على الحضور، لكنه طلب بعض الوقت قبل اتخاذ القرار النهائي.

او با موافقت برای شرکت وارد اتاق شد، اما قبل از تصمیم‌گیری نهایی کمی زمان خواست.

💡 بقي موافقا راسه على الحل المقترح طوال النقاش، ولم يبدل رأيه بسهولة.

او در طول بحث، قاطعانه با راه حل پیشنهادی موافقت کرد و به راحتی نظرش را تغییر نداد.

💡 ظلّ موافقا على الفكرة رغم التحفظات التي أبدتها بعض الأطراف المشاركة في المشروع.

او علیرغم ملاحظاتی که برخی از طرف‌های درگیر در این پروژه ابراز کردند، همچنان طرفدار این ایده باقی ماند.

💡 وجدتُه موافقا راسه على الفكرة منذ البداية، لأنه كان مقتنعاً بأنها الأنسب للجميع.

من متوجه شدم که او از همان ابتدا با این ایده موافق بود، زیرا او متقاعد شده بود که این برای همه مناسب‌ترین است.

💡 خرجتُ من الاجتماع موافقا على التوصيات الجديدة بعد أن توضحت لي جميع التفاصيل.

بعد از اینکه تمام جزئیات برایم روشن شد، با موافقت با توصیه‌های جدید جلسه را ترک کردم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران