مهذبة

🌐 مودب

«مهذّبة» صورت مؤنثِ «مهذّب» است و دربارهٔ زن، صفتی به معنی «باادب، مؤدب، تربیت‌شده و آراسته» دارد. این واژه هم می‌تواند برای توصیف شخصیت و رفتار به‌کار رود و هم برای چیزی که از نظر شکل و ساختار مرتب و اصلاح‌شده است. در زبان فارسی نیز «مهذبه» همین معنی محترمانه و اخلاقی را القا می‌کند.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مودب

📌 بی‌ادب

📌 شایسته

📌 خوب تربیت شده

جمله سازی با مهذبة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تحتاج الرسائل الرسمية إلى لغة مهذبة تعكس الاحترام والمهنية.

نامه‌های رسمی باید از زبانی مودبانه استفاده کنند که نشان‌دهنده احترام و حرفه‌ای بودن باشد.

💡 قابلتنا موظفة مهذبة وشرحت لنا خطوات الخدمة بوضوح وصبر.

ما با یک کارمند مودب روبرو شدیم که مراحل خدمات را به روشنی و با صبر و حوصله برای ما توضیح داد.

💡 قدّمت الخادمة الطعام للضيوف بابتسامة مهذبة وهدوء واضح.

خدمتکار با لبخندی مودبانه و خونسردی آشکار، غذا را برای مهمانان سرو کرد.

💡 تحدثتُ مع صديقته في الحفل، وكانت مهذبة جدًا وتحب مشاركة الآخرين الحديث.

من با دوست دخترش در مهمانی صحبت کردم، و او خیلی مودب بود و دوست داشت با دیگران گپ بزند.

💡 ردّت الموظفة بإبتسامةٍ مهذبة على الزبون الذي طلب المساعدة.

کارمند با لبخندی مودبانه به مشتری که درخواست کمک کرده بود، پاسخ داد.

💡 تحدث المذيع بصوت واضح وقدم الضيف بطريقة مهذبة ومهنية.

مجری با صدای واضح صحبت کرد و مهمان را با ادب و حرفه‌ای معرفی کرد.

💡 كانت البائعة مهذبة جدًا، وساعدت الزبونة في اختيار المنتج المناسب.

فروشنده بسیار مودب بود و به مشتری در انتخاب محصول مناسب کمک کرد.

💡 كان القصد من كلامه واضحًا، لكنه عبّر عنه بطريقة مهذبة وغير مباشرة.

نیت او واضح بود، اما آن را به شیوه‌ای مودبانه و غیرمستقیم بیان کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران