مهذب

🌐 مودب

«مهذّب» صفتی عربی است به معنای «باادب، مؤدب، آراسته، پالایش‌شده و تربیت‌یافته». این واژه معمولاً برای توصیف رفتار، سخن، یا شخصیت کسی به‌کار می‌رود که از نظر اخلاقی و رفتاری در سطح خوبی قرار دارد. در فارسی نیز «مهذب» دقیقاً همین حس را منتقل می‌کند و مقابلِ «بی‌ادب» یا «ناپرورده» قرار می‌گیرد.

اسم (noun)

📌 آقا

📌 مربی

صفت (adjective)

📌 مودب

📌 شایسته

📌 خوش رفتار

📌 خوب

جمله سازی با مهذب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬وهي ترسل‬ ‫أحيانا أبدي الغيرة بشكل معتدل ارستقراطي مهذب ِ‬ ‫معاقبتك!

او گاهی اوقات پیامی نسبتاً اشرافی و مؤدبانه و حسادت‌آمیز برای تنبیه شما می‌فرستد!

💡 استقبلنا جارًا مهذب ًا ابتسم وسأل عن أحوال الأسرة بكل لطف.

همسایه مودبی به استقبالمان آمد که لبخند زد و با مهربانی حال خانواده را پرسید.

💡 رجل مهذب لا يرفع صوته في النقاش، بل يختار كلماته بعناية.

یک مرد مؤدب در بحث صدایش را بالا نمی‌برد، بلکه کلماتش را با دقت انتخاب می‌کند.

💡 ‬مهذب كريم َخ ِجل ُمحسن‬ ‫في اإلنسانيات والكوارث والمعضالت إن لُ ِّمح له بها‪.

او در مسائل بشردوستانه، بلایا و معضلات، اگر از آنها مطلع شود، مؤدب، سخاوتمند، خجالتی و مهربان است.

💡 تحتاج المباشرة في العمل إلى أسلوب مهذب حتى لا تبدو قاسية.

رک بودن در محل کار مستلزم رویکردی مودبانه است تا خشن به نظر نرسد.

💡 كان الطالب مهذب ًا مع معلمه، فحظي باحترام الجميع داخل الصف.

دانش‌آموز با معلمش مؤدب بود، بنابراین احترام همه افراد کلاس را به خود جلب کرد.

کلمات مرتبط