منقوشة

🌐 حکاکی شده

«منقوشة» مؤنثِ «منقوش» است و به معنی «نقش‌دار، حکاکی‌شده، یا آراسته به نقش» می‌آید. این واژه برای یک چیز مؤنث‌مانند در عربی به کار می‌رود، مثل «لوحة منقوشة» یعنی «تابلوی نقش‌دار». در فارسی معنایش همان «نقش‌خورده» یا «کنده‌کاری‌شده» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 حکاکی شده

📌 طرح دار

📌 کتیبه دار

📌 شطرنجی

📌 حک شده

📌 برجسته کاری شده

جمله سازی با منقوشة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شروط الاتفاقية تصبح منقوشة في الصخر بمجرد توقيع الطرفين عليها.

مفاد این توافق‌نامه پس از امضای طرفین، بر سنگ حک می‌شود.

💡 وجدنا قطعة منقوشة على الخشب تحمل تاريخًا قديمًا مهمًا.

ما یک قطعه حکاکی شده روی چوب پیدا کردیم که تاریخ باستانی مهمی روی آن حک شده است.

💡 ‬املكان مضاء بالشموع وعلى جدرانه رسومات كثيرة منقوشة‪

این مکان با شمع روشن می‌شود و نقاشی‌های حکاکی‌شده‌ی زیادی روی دیوارهایش دارد.

💡 اشترت الأم لوحة منقوشة لتضعها فوق مدخل البيت الجديد.

مادر یک پلاک حکاکی شده خرید تا بالای ورودی خانه جدید نصب کند.

💡 كانت الواجهة منقوشة بزخارف دقيقة تعكس مهارة الحرفي.

نمای بنا با تزئینات پیچیده‌ای کنده‌کاری شده بود که مهارت صنعتگر را منعکس می‌کرد.

💡 كانت ولاعة السجائر الصغيرة الفضية منقوشة بالأحرف الأولى من اسمه.

روی فندک کوچک نقره‌ای‌اش حروف اول اسم و فامیلش حک شده بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران