منقوش
🌐 حکاکی شده
صفت (adjective)
📌 حکاکی شده
📌 کتیبه دار
📌 برجسته کاری شده
📌 حک شده
📌 طرح دار
جمله سازی با منقوش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 كان الصحن منقوش برسوم تقليدية تدل على التراث المحلي.
این بشقاب با طرحهای سنتی حکاکی شده بود که میراث محلی را منعکس میکرد.
💡 اسمها الكامل منقوش على الكأس الذي فازت به العام الماضي.
نام کامل او روی جامی که سال گذشته برد حک شده است.
💡 صخرة ص ّماء غير منقوش فيها أثر للعواطف المهيجة الفاقدة
صخرهای خاموش و تراش نخورده، بیهیچ نشانی از احساسات آشفته و گمشده.
💡 رأيت بابًا خشبيًا منقوش بأشكال جميلة في البيت القديم.
درِ چوبی با کندهکاریهای زیبا را در خانه قدیمی دیدم.
💡 منقوش على ذلك الحجر رموزا لم يفهمها امللك تمام الفهم.
بر روی آن سنگ نمادهایی حک شده بود که پادشاه آنها را به طور کامل نمیفهمید.
💡 اشترى الرجل خاتمًا منقوش عليه اسم زوجته في محل المجوهرات.
مرد از جواهرفروشی انگشتری خرید که نام همسرش روی آن حک شده بود.