منفصلة

🌐 جداگانه

این واژه صورت مؤنث «منفصل» است و به معنی «جدا، گسسته، جداشده، مستقل» برای اسم مؤنث به‌کار می‌رود. در متون عربی، هم برای صفت‌کردن اشیا و هم در اصطلاحات نحوی و علمی، مفهوم «متصل نبودن» یا «جدا بودن» را می‌رساند.

اسم (noun)

📌 جداگانه

جمله سازی با منفصلة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تعمل هذه الوحدات منفصلة عن بعضها لتسهيل الصيانة والتحديث المستقبلي.

این واحدها به طور جداگانه از یکدیگر کار می‌کنند تا نگهداری و ارتقاءهای آینده را تسهیل کنند.

💡 خصصت الإدارة مقصورات منفصلة للعائلات لضمان الراحة والخصوصية أثناء السفر.

مدیریت، کابین‌های جداگانه‌ای را برای خانواده‌ها اختصاص داده است تا راحتی و حریم خصوصی در حین سفر تضمین شود.

💡 حصلت على غرفة منفصلة عن بقية الغرف لتتمكن من المذاكرة بتركيز.

به من یک اتاق جدا از بقیه اتاق‌ها دادند تا بتوانم با تمرکز درس بخوانم.

💡 أكد المحرر أن هنتب يجب أن تبقى منفصلة عن الكلمات المجاورة في النص.

ویراستار تأکید کرد که «هنتاب» باید از کلمات مجاور در متن جدا بماند.

💡 في بعض المطاعم الأوروبية، تُعرض قايِمة خمور منفصلة عن قائمة الأطعمة.

در برخی از رستوران‌های اروپایی، فهرست شراب جداگانه‌ای ارائه می‌شود که از فهرست غذا متمایز است.

💡 تببل ظهر في المستند ككلمة منفصلة بين علامتي اقتباس.

کلمه Tabbal در سند به صورت یک کلمه جداگانه بین علامت‌های نقل قول ظاهر شد.

💡 كانت المشكلة منفصلة عن القضية الأصلية، لذلك لم تُناقش في الاجتماع.

این مشکل جدا از موضوع اصلی بود، بنابراین در جلسه مورد بحث قرار نگرفت.

کلمات مرتبط