منديله
🌐 دستمال او
یعنی دستمال او، روسری او، یا هر چیزِ دستمالمانندِ متعلق به او. این صورت بیشتر به عنوان «ضمیر» به کلمهٔ منديل اضافه میشود و وابسته به بافت جمله معنی دقیق میگیرد.
دیکشنری عربی به فارسی
📌 دستمال او
جمله سازی با منديله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سقطَ منديلُه من الجيبِ عندما ركضَ نحوَ الحافلةِ مسرعاً.
در حالی که با سرعت به سمت اتوبوس می دوید، دستمالش از جیبش افتاد.
💡 نسيَ الطالبُ منديلَه في الصفِّ، فعادَ إليهِ في نهايةِ الدرسِ.
دانشآموز دستمالش را در کلاس درس فراموش کرد، بنابراین در پایان درس به سراغ آن رفت.
💡 كان دائمًا يعرض منديله على أي شخص يحتاج إليه.
او همیشه دستمالش را به هر کسی که به آن نیاز داشت، میداد.
💡 التقطتِ الأمُّ منديلَه من على الطاولةِ بعدَ أن أنهى الطعامَ.
بعد از اینکه غذایش تمام شد، مادر دستمال سفرهاش را از روی میز برداشت.