مَنْبَح

🌐 منبه

این واژه در عربی معیار کمتر رایج است و ممکن است املای نادرستِ واژه‌ای دیگر باشد. اگر منظور «مَنبَح» از ریشهٔ «نبح» باشد، می‌تواند به «محل بانگ زدن سگ» یا چیزی مرتبط با پارس‌کردن اشاره کند، اما این کاربرد بسیار نادر است. برای نتیجهٔ دقیق، بهتر است املای واژه از منبع اصلی بررسی شود.

جمله سازی با مَنْبَح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقف الرجل منبح القرية يراقب الغيوم قبل بدء المطر.

مرد قبل از شروع باران، در انبار روستا نگهبانی می‌داد و ابرها را زیر نظر داشت.

💡 سمعنا صوت الماء منبح الوادي عند ذوبان الثلوج في الجبال.

همزمان با آب شدن برف‌های کوهستان، صدای قل قل آب را در دره می‌شنیدیم.

💡 كانت الأشجار منبح الطريق تمنح المارة ظلًا مريحًا في الظهيرة.

درختانی که در امتداد جاده قرار داشتند، در ظهر سایه‌ای دلپذیر برای رهگذران فراهم می‌کردند.