من نفسي

🌐 از خودم

یعنی «از خودم» یا «خودِ من». این ترکیب برای اشاره به منشأ، منبع، یا انجام کاری از طرف خودِ گوینده به کار می‌رود. «نفسي» ضمیر متکلم مفرد است، پس جمله حالتی شخصی و مستقیم دارد؛ مثل این‌که بگوییم «این تصمیم را من از خودم گرفتم» یا «این حرف از طرف خودم است».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 از خودم

📌 از من

📌 به تنهایی خودم

جمله سازی با من نفسي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 إذا عملتُ بجد، ساصبحُ أفضل من نفسي في العام القادم.

اگر سخت تلاش کنم، سال آینده از خودم بهتر خواهم شد.

💡 جلستُ أضحكُ من نفسي بعدَ أنْ اكتشفتُ أنني أبحثُ عن النظاراتِ وهي فوقَ رأسي.

بعد از اینکه فهمیدم عینکم را روی سرم گذاشته‌ام و دارم دنبالش می‌گردم، نشستم و به خودم خندیدم.

💡 لم يكن أمري من نفسي وحدها، بل جاء بعد مشاورة الأسرة والأصدقاء.

تصمیم من صرفاً بر اساس نظر شخصی خودم نبود، بلکه پس از مشورت با خانواده و دوستانم گرفته شد.

💡 حاولتُ أن أتعلم من نفسي كيف أرتب وقتي بشكل أفضل.

سعی کردم از خودم یاد بگیرم که چطور زمانم را بهتر مدیریت کنم.

💡 أحيانًا أضحكُ من نفسي عندما أتذكرُ كم كنتُ متوترًا بسببِ خطأٍ بسيطٍ جدًا.

بعضی وقتا وقتی یادم میاد که سر یه اشتباه خیلی ساده چقدر استرس داشتم، به خودم میخندم.

💡 لم أستطعْ إلا أنْ أضحكَ من نفسي عندما نسيتُ هاتفي في يدي طوالَ الوقت.

وقتی تمام مدت گوشی‌ام را در دستم فراموش کرده بودم، نتوانستم جلوی خنده‌ام را بگیرم.

💡 تحدثتُ من نفسي ولم أنقل كلامًا سمعته من أحد.

من از تجربه خودم گفتم و حرف‌هایی که از کسی شنیدم را نقل نکردم.

💡 قلتُ من نفسي إن القرار يحتاج إلى مزيد من التفكير.

با خودم گفتم که این تصمیم نیاز به فکر بیشتری دارد.

💡 كتب الطالب في ورقته: ما أملكه من علمٍ وفضلٍ فهو لله، وليس لي من نفسي شيء.

دانشجو روی برگه‌اش نوشت: «هر دانش و فضیلتی که دارم از آنِ خداست و من از خودم چیزی ندارم.»

کلمات مرتبط