ملفوف

🌐 کلم

به‌معنای «پیچیده، پیچانده‌شده، درهم‌پیچیده» است و از ریشهٔ «لفّ» می‌آید. این واژه هم در معنای واقعی، مثل چیزی که دور آن پیچیده شده، و هم در معنای مجازی، مثل سخن پیچیده یا مطلب پیچیده، به کار می‌رود. همچنین در عربی «ملفوف» نام نوعی کلم نیز هست.

اسم (noun)

📌 کلم

📌 سالاد کلم

صفت (adjective)

📌 پیچیده شده

📌 کویل شده

📌 نورد شده

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 پوشش

جمله سازی با ملفوف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بوك تشوي هو ملفوف لا يشكل رأسًا.

بوک چوی نوعی کلم است که سر ندارد.

💡 قدّم المطعم طبقًا من ملفوف محشو بالأرز واللحم.

رستوران یک غذای کلم پر شده با برنج و گوشت سرو کرد.

💡 اشترت أمي ملفوف ًا طازجًا من السوق صباحًا.

مادرم امروز صبح کلم تازه از بازار خرید.

💡 زرع الفلاح ملفوف ًا في الحقل خلال فصل الربيع.

کشاورز در طول بهار کلم را در مزرعه کاشت.

💡 ونعم، ثمّة ربيان في ملفوف البيض.

و بله، توی رول تخم مرغ میگو هست.

💡 ‫للشــيح حممــد ّ‬ ‫جتــد القرطــاس ملفوف ـاً بطريقــة خاصــة أشــبه حبجــاب الشــيخة‬ ‫مســتكة‪

برای شیخ حمد، کاغذ به شیوه‌ای خاص پیچیده شده بود، شبیه به طلسم شیخه مستیقه.

کلمات مرتبط