ملازم

🌐 ستوان

«ملازم» یعنی همراه، همدم، هم‌نشین، یا کسی که پیوسته با شخص یا چیزی همراه است. در عربی همچنین به‌عنوان عنوان شغلی یا نظامی هم به‌کار می‌رود و معنای «افسر جزء» یا «ستوان» را می‌دهد. در فارسی، بیشتر به معنای «همراه و پیوسته در کنار» فهمیده می‌شود.

اسم (noun)

📌 ستوان

📌 ستوان دوم

📌 کره بار

صفت (adjective)

📌 ذاتی

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 متصدی

جمله سازی با ملازم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وقال القاضي إن متهما ثالثا، هو ملازم أول شرطة، ظل قيد الحبس.

قاضی گفت متهم سوم، ستوان یکم نیروی پلیس، همچنان در بازداشت است.

💡 ترقى الجندي إلى رتبة ملازم بعد سنوات من التدريب.

این سرباز پس از سال‌ها آموزش به درجه ستوانی ارتقا یافت.

💡 حسنا، أنا لست من محبي انخفاض الإضافية، ملازم أول.

خب، من طرفدار وقت استراحت اضافی نیستم، سرهنگ دوم.

💡 حضر ملازم الشرطة إلى الموقع فور تلقي البلاغ.

ستوان پلیس بلافاصله پس از دریافت گزارش در محل حاضر شد.

💡 يتطلع الكثيرون إلى رتبة ملازم ثاني بعد سنوات من التدريب.

بسیاری پس از سال‌ها آموزش، آرزوی رسیدن به درجه ستوان دومی را دارند.

💡 وقف ملازم الشاب أمام الضباط ليقدّم تقريرًا مختصرًا عن الحادث.

ستوان جوان روبروی مأموران ایستاد تا گزارش مختصری از ماجرا ارائه دهد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران