مقعدا

🌐 صندلی

این صورت معمولاً حالتِ منصوبِ «مقعد» است، یعنی جای نشستن را / صندلی‌ای را. در ترجمهٔ تحت‌اللفظی، بیشتر ارزش دستوری دارد و بسته به جمله به‌صورت «صندلی‌ای»، «نشیمنی»، یا «جای نشستن» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 صندلی‌ها

📌 صندلی

📌 نیمکت

جمله سازی با مقعدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬تحمل مقعدا عريضا يتسع لشخصين وخلفه‬ ‫جسم معدني يتدلى منه حزام جلدي أسود‪.

این صندلی یک نشیمنگاه پهن دارد که گنجایش دو نفر را دارد و پشت آن یک بدنه فلزی قرار دارد که یک کمربند چرمی مشکی از آن آویزان است.

💡 في نهاية الحفل، بقي مقعدا واحدًا شاغرًا لأن أحد المدعوين لم يحضر.

در پایان مهمانی، به دلیل عدم حضور یکی از مدعوین، یک صندلی خالی ماند.

💡 ‬واتخذت مقعدا ً في ذيل المقاعد حتى اقلص األنظار‬ ‫نحوي‪

من در انتهای ردیف نشستم تا کسی به من نگاه نکند.

💡 وجد السائح مقعدا فارغًا في الحافلة فجلس عليه بعد يوم طويل من التجول.

توریست بعد از یک روز طولانی گشت و گذار، یک صندلی خالی در اتوبوس پیدا کرد و نشست.

💡 اشترت الأسرة مقعدا إضافيًا للغرفة حتى يستعمله الضيوف عند زيارتهم.

خانواده یک صندلی اضافی برای اتاق خریدند تا مهمانان هنگام مراجعه بتوانند از آن استفاده کنند.

💡 ، وجدت مقعدا واحدا ولدي دليل عن مكان مقعد ثان.

من یک صندلی پیدا کردم و سرنخی دارم که صندلی دوم کجاست.

کلمات مرتبط