مَقْسُوم
🌐 تقسیم شده
یعنی «تقسیمشده» یا «بخش شده». این واژه اسم مفعول از ریشهی «قسم» است و برای چیزی به کار میرود که سهمبندی یا جدا شده باشد؛ مثل رزق یا قسمتِ تعیینشده.
اسم (noun)
📌 سود سهام
صفت (adjective)
📌 تقسیم شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تقسیم بر
جمله سازی با مَقْسُوم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعر الموظف أن نصيبه مقسوم بعد أن قُبل في الوظيفة التي كان يحلم بها.
کارمند پس از پذیرفته شدن در شغلی که آرزویش را داشت، احساس کرد که سهمش به او اختصاص داده شده است.
💡 قال الأب لابنه إن الرزق مقسوم، لكن الاجتهاد يبقى واجبًا في كل يوم.
پدر به پسرش گفت که رزق و روزی از پیش مقدر شده است، اما تلاش و کوشش همچنان وظیفهای هر روزه است.
💡 كان الجميع يردد أن الخير مقسوم بين الناس، وأن العدل أساس الطمأنينة.
همه میگفتند خوبیها بین مردم تقسیم میشود و عدالت اساس آرامش خاطر است.