مفروضا

🌐 تحمیل شده

«مفروضا» صورت حالتی یا قیدیِ «مفروض» است و به‌معنای «به‌صورت فرضی»، «فرضاً»، یا «اگر فرض کنیم» به کار می‌رود. این واژه معمولاً در بحث‌های منطقی، علمی یا استدلالی دیده می‌شود و نشان می‌دهد که سخن بر پایه یک فرض مطرح شده، نه بر اساس واقعیت قطعی. در فارسی نزدیک‌ترین معنا برای آن «فرضاً» یا «به‌طور فرض» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تحمیل شده

📌 اجباری

📌 تحمیل

📌 تعیین کننده

جمله سازی با مفروضا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 لم يكن القرار مفروضا على الفريق، بل جاء بعد نقاش طويل.

این تصمیم به تیم تحمیل نشد، بلکه پس از بحث طولانی اتخاذ شد.

💡 ‬فوضع السود كان قاتما والحصار كان مفروضا عليهم برا وبحرا‪

وضعیت سیاه‌پوستان وخیم بود و آنها از زمین و دریا محاصره شده بودند.

💡 رأى المدير أن الحل مفروضا بسبب ضيق الوقت.

مدیر احساس کرد که این راه حل به دلیل محدودیت زمانی ضروری است.

💡 إن العبودية في هايتي وفقرها المدقع فيما بعد كان مفروضا من الخارج.

برده‌داری در هائیتی و فقر شدید ناشی از آن از خارج تحمیل شده بود.

💡 بدا الشرط مفروضا على المتقدمين جميعًا دون استثناء.

به نظر می‌رسید که این شرط بدون استثنا برای همه متقاضیان اعمال شده است.

💡 لن تكون الخطة برنامجا صارما مفروضا من أعلى.

این طرح، یک برنامه‌ی سفت و سخت تحمیل شده از بالا نخواهد بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران