مفتق
🌐 فتق شده
معمولاً به معنای «شکافته، گشوده، یا دارای شکاف» است و از ریشهای نزدیک به «فَتق» میآید. در برخی کاربردها میتواند به «فتقدار» یا چیزی که در آن گشایش / شکاف ایجاد شده اشاره کند.
جمله سازی با مفتق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأى الخياطُ الثوبَ مفتق ًا فطلبَ إصلاحَهُ فورًا.
خیاط دید که لباس پاره شده است و دستور داد که فوراً آن را تعمیر کنند.
💡 كانتِ الستارةُ مفتق ةً من أحدِ الجوانبِ بسببِ الرياحِ الشديدةِ.
به دلیل وزش باد شدید، پرده از یک طرف پاره شده بود.
💡 وجدَنا الحقيبةَ مفتق ةً عندَ وصولِنا إلى الفندقِ.
وقتی به هتل رسیدیم، دیدیم که کیف پاره شده است.