مفتاح

🌐 کلید

«مفتاح» در عربی به معنای کلید است؛ یعنی وسیله‌ای برای باز کردن قفل. علاوه بر معنای واقعی، در زبان عربی و فارسی به‌صورت مجازی هم به کار می‌رود، مثل «مفتاحِ حل مسئله» یعنی کلید یا راه‌حل یک مشکل. این واژه در فارسی نیز به همین صورت وام‌گرفته شده و کاربرد گسترده‌ای دارد.

اسم (noun)

📌 کلید

📌 سوئیچ

📌 آچار

📌 سرنخ

جمله سازی با مفتاح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تركت لي أمي مفتاح السيارة على لي أستخدمه لاحقًا.

مامانم کلید ماشین رو برام گذاشت تا بعداً ازش استفاده کنم.

💡 قالت لي جدتک إن الصبر مفتاح النجاح، وإن الحياة تحتاج إلى هدوءٍ وحكمة.

مادربزرگت به من گفت که صبر کلید موفقیت است و زندگی به آرامش و خرد نیاز دارد.

💡 يعثر الطفل على مفتاح صغير تحت الطاولة أثناء اللعب في الغرفة.

کودک هنگام بازی در اتاق، کلید کوچکی را زیر میز پیدا می‌کند.

💡 أوتيته مفتاح السيارة ثم طلبتُ منه أن يذهب بهدوء.

کلید ماشین را به او دادم و بعد از او خواستم که آرام برود.

💡 في المساء، لم نجد المفتاح، فبدأنا نبحث: اين يوجد مفتاح الجراج؟

عصر، نتوانستیم کلید را پیدا کنیم، بنابراین شروع به جستجو کردیم: کلید گاراژ کجاست؟

💡 قبل أن أخرج السيارة، سألت أبي: اين يوجد مفتاح الجراج؟

قبل از اینکه ماشین را بیرون ببرم، از پدرم پرسیدم: کلید گاراژ کجاست؟

💡 قال لي يا جدي، إن الصبر مفتاح النجاح في كلِّ أمرٍ صعب.

او به من گفت: «پدربزرگ، صبر کلید موفقیت در هر کار دشواری است.»

💡 وَأَخْرِجْنِي من هذا المكان بسرعة، فقد نسيتُ مفتاح السيارة في الداخل.

زود من را از اینجا ببر، کلید ماشینم را داخل ماشین فراموش کرده‌ام.

💡 في الرواية القديمة، هشام بن عمرو قال إن الصبر مفتاح الفرج.

در داستان قدیمی، هشام بن عمرو گفته است که صبر، کلید رهایی است.

💡 يقال إن الصبر مفتاح الفرج، ولذلك يتمسك الناس بالأمل في أصعب الظروف.

می‌گویند صبر کلید رهایی است و به همین دلیل است که مردم در سخت‌ترین شرایط امید خود را حفظ می‌کنند.

💡 وجدْتُ مفتاح السيارة على الطاولة بعد أن بحثت عنه في كل مكان.

بعد از کلی گشتن دنبال کلید ماشین، اون رو روی میز پیدا کردم.

💡 اسع في طلب العلم، فهو مفتاح النجاح في المستقبل.

در کسب دانش بکوشید، زیرا دانش کلید موفقیت آینده است.

کلمات مرتبط