مفازة
🌐 یک بیابان
«مفازة» در عربی معمولاً به معنای بیابان، صحرا و پهنهای خشک و خالی از آب و آبادانی است. این واژه در ادبیات عربی برای توصیف سرزمینهای وسیع، سوزان و کمسکنه بهکار میرود. همچنین در برخی منابع لغوی، این واژه بهصورت طنزآمیز یا معنای ثانوی، به «جای رهایی و پیروزی» نیز مرتبط دانسته شده است، اما معنای اصلی آن همان بیابان است.
جمله سازی با مفازة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وفي داخلك مفازة بال حد يُسمع منها عواء الذئب المتأهب الفتراسك
و در درون تو، بیابانی بیکران نهفته است که از آن زوزه گرگی که آماده است تو را ببلعد، به گوش میرسد.
💡 سار الرجل في مفازة موحشة حتى بدأ يميز آثار الأقدام على الرمل.
مرد در بیابانی متروک قدم زد تا اینکه کمکم ردپاهایی را روی شنها تشخیص داد.
💡 كانت مفازة الصحراء تمتد بلا نهاية، مما جعل الرحلة أكثر صعوبة وإرهاقاً.
بیابان وسیع بیپایان امتداد داشت و سفر را دشوارتر و طاقتفرساتر میکرد.
💡 ضلّ الطفل الطريق في مفازة صغيرة قرب المخيم، فبحث عنه الجميع بقلق.
کودک در بیابان کوچکی نزدیک اردوگاه راه خود را گم کرد، بنابراین همه با نگرانی به دنبالش گشتند.