معقدة

🌐 پیچیده

«معقدة» مؤنثِ «معقد» است و به معنی «گره‌خورده»، «بسته»، «پیچیده» یا «دشوار» به کار می‌رود. در عربی امروز، این واژه خیلی وقت‌ها به معنای «complex» یا «complicated» یعنی «پیچیده» استفاده می‌شود. در متون قدیمی‌تر ممکن است معنای «عقدشده» یا «بسته» نیز بدهد.

اسم (noun)

📌 پیچیده

جمله سازی با معقدة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 في العمل الجماعي، وٱستعينوا بالخبراء إذا واجهتم مشكلة معقدة تحتاج إلى حل.

در کار تیمی، اگر با مشکل پیچیده‌ای مواجه شدید که نیاز به حل دارد، از متخصصان کمک بگیرید.

💡 لي بدت الأمور معقدة في البداية، لكنها أصبحت أسهل بعد الشرح المفصل.

اولش همه چیز برام پیچیده به نظر می‌رسید، اما بعد از توضیحات مفصل، همه چیز برام آسون‌تر شد.

💡 هذه المهمة معقدة وتتطلبها ظروف العمل الحالية في الشركة.

این وظیفه پیچیده است و شرایط کاری فعلی شرکت آن را ایجاب می‌کند.

💡 كما يساعدها‪ً ‬‬ ‫الرجل فيساعد المرأة ً‬ ‫تقول سلمى إن كوني معقدة لهو أكبر ٍ‬ ‫دليل على أني سأصير عظيمة‪

همانطور که مردان به زنان کمک می‌کنند، سلما می‌گوید که پیچیده بودن بزرگترین گواه بر این است که او بزرگ خواهد شد.

💡 يعجز الطالب عن حل المسألة عندما تكون معقدة جدًا.

وقتی مسئله خیلی پیچیده باشد، دانش‌آموز قادر به حل آن نیست.

💡 بدت الفكرة معقدة في البداية، ثم أصبحت أسهل بعد الشرح.

این ایده در ابتدا پیچیده به نظر می‌رسید، اما پس از توضیحات، آسان‌تر شد.

کلمات مرتبط