معقدا

🌐 پیچیده

«معقدا» صورتِ منصوبِ «معقد» است و همان معانی را در نقش دستوری متفاوت می‌رساند. یعنی «گره‌زده»، «بسته»، «به‌صورت عقدشده» یا «در حالت انعقاد»؛ بسته به جمله. این واژه بیشتر شکل صرفی است تا یک معنای مستقل جداگانه.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیچیده

📌 حیله‌گر

📌 پیشرفته

جمله سازی با معقدا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وجدتُ المشروعَ معقدا في بدايته، لكن الأمور أصبحت أوضح لاحقًا.

در ابتدا پروژه را پیچیده یافتم، اما بعداً همه چیز واضح‌تر شد.

💡 إن فقدان الوزن لا ينبغي أن يكون معقدا أو مرهقا.

کاهش وزن لازم نیست پیچیده یا استرس‌زا باشد.

💡 ‫ال أعلم هل أعقد األمور أم ال ولكن كل شيء في حياتي يبدو‬ ‫معقدا‪

نمی‌دانم دارم مسائل را پیچیده می‌کنم یا نه، اما همه چیز در زندگی من پیچیده به نظر می‌رسد.

💡 شرحَ المعلمُ الدرسَ معقدا بعض الشيء لأن الموضوع يحتاج إلى تركيز.

معلم درس را به شیوه‌ای تا حدودی پیچیده توضیح داد، زیرا موضوع نیاز به تمرکز دارد.

💡 وصفَ المهندسُ التصميمَ معقدا لكنه قابلٌ للتنفيذ.

مهندس این طرح را پیچیده اما عملی توصیف کرد.

💡 ‬شجاراته المتواص لة‬ ‫وعص بيته م ع الش باب الالج ئين جعلت األم ر‬ ‫معقدا‪

دعواهای مداوم او و درگیری‌های خانواده‌اش با جوانان پناهنده، موضوع را پیچیده‌تر کرد.

کلمات مرتبط