معذور
🌐 معاف
«معذور» یعنی «دارای عذر، بخشوده، از سرزنش معاف». این واژه برای کسی بهکار میرود که به دلیلی موجه نتوانسته کاری را انجام دهد یا خطایش قابل چشمپوشی است؛ مثلاً «هو معذور» یعنی «او معذور است».
وجه وصفی (participle)
📌 معاف شده
📌 بخشیده شده
جمله سازی با معذور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لا أظنُّهُ مُقصّرًا، فهو معذور في هذه الظروفِ الصعبة.
فکر نمیکنم سهلانگاری کرده باشد؛ در این شرایط سخت، معذور است.
💡 شيريل آدمز هو معذور من الألعاب الرياضية هذا الأسبوع لأن الهربس هو تشتعل.
شریل آدامز این هفته به دلیل عود تبخال از ورزش معاف است.
💡 شعرَ الجميعُ أنَّه معذور لأنَّ الطريقَ كانَ مغلقًا.
همه احساس کردند که او به دلیل بسته بودن جاده، معذور است.
💡 أنتَ معذور إذا لم تتمكنْ من الحضورِ بسببِ المرض.
اگر به دلیل بیماری قادر به شرکت در جلسه نیستید، از این امر معذور هستید.
💡 التأخير يمكن أن يكون معذور و بدون عذر.
تأخیر میتواند موجه یا غیرموجه باشد.