معتم
🌐 تیره
صفت (adjective)
📌 مات
📌 رنگ شده
📌 تیره شده
📌 به طور تیره
دیکشنری عربی به فارسی
📌 تیره
جمله سازی با معتم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شعرت بأن عقلها معتم من القلق، مشوشة أفكارها حول المستقبل.
احساس میکرد ذهنش از اضطراب پوشیده شده و افکارش در مورد آینده آشفته است.
💡 حافظ على البذور جافة، باردة وفي مكان معتم طوال الوقت قبل استخدامها.
قبل از استفاده، دانهها را همیشه خشک، خنک و در مکانی تاریک نگه دارید.
💡 في ضوء معين، يظهر الكهرمان الأسود شبه معتم وجذاب للغاية.
در نور خاص، کهربای سیاه نیمه مات و بسیار جذاب به نظر میرسد.
💡 جلست الجدة في غرفة معتم ة قرب النافذة تنتظر عودة أحفادها.
مادربزرگ در اتاق تاریکی نزدیک پنجره نشسته بود و منتظر بازگشت نوههایش بود.
💡 بدت الصورة معتم ة قليلاً لأن الكاميرا لم تكن مضبوطة جيدًا.
تصویر کمی تار به نظر میرسید زیرا دوربین به درستی تنظیم نشده بود.
💡 كان الطريق معتم ًا جدًا بسبب انقطاع الكهرباء في الحي كله.
به دلیل قطعی برق در کل محله، جاده بسیار تاریک بود.