معبد

🌐 معبد

به معنی «پرستشگاه، عبادتگاه، نیایشگاه» است؛ جایی که برای عبادت و انجام مناسک دینی ساخته می‌شود. در متون تاریخی و باستان‌شناسی نیز به بناهای مذهبی اقوام قدیم معبد گفته می‌شود. این واژه در فارسی نیز بسیار رایج است.

اسم (noun)

📌 معبد

📌 کنیسه

📌 پاگودا

صفت (adjective)

📌 سنگفرش شده

📌 نمایان شد

📌 آسفالت شده

جمله سازی با معبد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زار السياح معبد ًا أثريًا مشهورًا في الصباحِ واستمعوا إلى شرحِ المرشدِ المحلي.

گردشگران صبح از یک معبد باستانی معروف بازدید کردند و به توضیحات راهنمای محلی گوش دادند.

💡 ‫أنا معبد األلم الفارغ‬ ‫ومتحفه العتيق الذى ال يزوره أحدا‬ ‫فى عالم الداخل وحيد‬ ‫وفى عالم الخارج وحيد.

من معبد خالی درد و موزه باستانی آن هستم که هیچکس از آن بازدید نمی‌کند. من در دنیای درون تنها و در دنیای بیرون تنها هستم.

💡 صُوِّرَ معبد البتراء في الكثيرِ من الأفلامِ والوثائقياتِ السياحية.

معبد پترا در بسیاری از فیلم‌ها و مستندهای گردشگری به نمایش گذاشته شده است.

💡 عندما كانت في الثالثة من عمرها، توفيت والدتها، ووضعت في معبد كوم السلطان لأن والدها لم يتمكن من تحمل ثمنها.

وقتی سه ساله بود، مادرش فوت کرد و چون پدرش توانایی مالی نداشت، او را به معبد کوم سلطان سپردند.

💡 يقع معبد قديمٌ على تلةٍ مرتفعةٍ تطلُّ على المدينةِ وتاريخِها العريق.

یک معبد باستانی بر فراز تپه‌ای مرتفع مشرف به شهر و تاریخ غنی آن قرار دارد.

💡 ‫الخطيئة معبد التائه‬ ‫فى أحشاء الدروب‬ ‫تمتلىء أهينها بالجذب.

گناه، معبد گمشدگان است، در بطن راه‌ها، و حقارتش آکنده از جاذبه.

کلمات مرتبط