معب

🌐 پر شده

این شکل به‌تنهایی در عربی فصیح واژه‌ی شناخته‌شده و رایجی نیست و احتمال دارد ناقص، اشتباه‌نویسی، یا بخشی از واژه‌ای دیگر باشد. بدون بافت جمله نمی‌توان معنای دقیق و مطمئنی برای آن ارائه کرد.

جمله سازی با معب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قديمًا كان معب النهرِ مهمًّا للتجارةِ بين القرى المجاورةِ في المنطقة.

در گذشته، عبور رودخانه برای تجارت بین روستاهای همسایه در منطقه اهمیت داشت.

💡 بحثَ المزارعون عن معب آمنٍ لعبورِ المياهِ بعد الأمطارِ الغزيرةِ مساءً.

کشاورزان پس از باران شدید عصرگاهی، به دنبال گذرگاهی امن برای عبور از آب بودند.

💡 توقف السائق قرب معب ضيقٍ يؤدي إلى القريةِ الجبليةِ في نهايةِ الطريق.

راننده نزدیک یک گذرگاه باریک منتهی به روستای کوهستانی انتهای جاده توقف کرد.

💡 في الفندق و لقد خطر ببالي ان اجلبهم معب الى هنا

در هتل به ذهنم رسید که آنها را اینجا بیاورم.

کلمات مرتبط