معايرة
🌐 کالیبراسیون
اسم (noun)
📌 کالیبراسیون
📌 تیتراسیون
📌 استانداردسازی
📌 کالیبراسیون مجدد
📌 تنظیم
📌 سنجش
دیکشنری عربی به فارسی
📌 کالیبره شده
جمله سازی با معايرة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نسي معايرة الميزان، مما أسفر عن قراءات وزن غير صحيحة.
او فراموش کرد که ترازو را کالیبره کند، که منجر به نمایش نادرست وزن شد.
💡 كانت السيارة القديمة تحتوي على عداد مسافات يدوي يحتاج إلى معايرة دورية.
ماشین قدیمی یک کیلومترشمار دستی داشت که نیاز به کالیبراسیون دورهای داشت.
💡 تعتمد الشركةُ على معايرة الميزانِ الإلكتروني بشكلٍ دوريٍّ لتجنبِ الأخطاءِ في القياس.
این شرکت برای جلوگیری از خطاهای اندازهگیری، به کالیبراسیون دورهای ترازوی الکترونیکی متکی است.
💡 أُجريت معايرة الأجهزةِ في المختبرِ صباحًا لضمانِ دقةِ النتائج قبل بدءِ التجارب.
دستگاهها صبح در آزمایشگاه کالیبره شدند تا از صحت نتایج قبل از شروع آزمایشها اطمینان حاصل شود.
💡 طلب المهندس معايرة الحساساتِ مرةً أخرى لأن القيمَ المسجلةَ لم تكن مستقرة.
مهندس درخواست کرد که حسگرها دوباره کالیبره شوند زیرا مقادیر ثبت شده ناپایدار بودند.
💡 وبعد الاستفسار، أحيطت اللجنة علماً بأن البعثة طلبت وتلقت أدوات السبر وأنها بسبيل معايرة مستودعاتها للوقود.
پس از بررسی، به کمیته اطلاع داده شد که هیئت، تجهیزات عمقیابی درخواست و دریافت کرده و در حال کالیبره کردن انبارهای سوخت خود است.