مضاد

🌐 ضد

«مُضاد» یعنی «متضاد»، «مخالف» یا «ضدِ چیزی». این واژه برای بیان تقابل یا ناسازگاری میان دو چیز به کار می‌رود. در فارسی نیز تقریباً همان معنی «ضد»، «متقابل» یا «مخالف» را دارد. مثلاً در منطق، زبان‌شناسی یا علوم دیگر، «مضاد» به چیزی گفته می‌شود که در برابر یا در جهت مخالف چیز دیگر قرار دارد.

اسم (noun)

📌 آنتاگونیست

صفت (adjective)

📌 شمارنده

📌 مقابل

📌 علیه

📌 ضد

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 خلاف

جمله سازی با مضاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 هسع لو كان نمت وانت‬ ‫بتناقش الدكتوراة يملوك دخان بمدفع مضاد للطائرات!

حالا اگر موقع بحث دکترایت خوابت برده بود، الان با ضدهوایی بهت شلیک می کردند!

💡 استخدم الباحثون مادة مضاد ة للتآكل لحماية الأنابيب المعدنية.

محققان از یک ماده ضد خوردگی برای محافظت از لوله‌های فلزی استفاده کردند.

💡 ‬يكفيك حب مضاد للتشنج وتعود بعد‬ ‫يومني إىل صحتك‪.

شما فقط به یک قرص ضد اسپاسم نیاز دارید و بعد از دو روز سلامتی خود را باز خواهید یافت.

💡 ‫على الفور قام الطبيب بإعطائه مصل مضاد لسم األفناعي‪

پزشک فوراً سرم ضد زهر تجویز کرد.

💡 يحتاج بعض المرضى إلى علاج مضاد للأعراض بدلًا من معالجة السبب فقط.

برخی از بیماران به جای درمان علت اصلی، به درمان برای مقابله با علائم نیاز دارند.

💡 وصف الطبيب دواءً مضاد ًا للالتهاب بعد الفحص الدقيق للحالة.

پزشک پس از بررسی دقیق وضعیت، داروی ضدالتهاب تجویز کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران