ارحف

🌐 خزیدن

این واژه از نظر ساخت عربی به‌عنوان صورت امری از ریشه‌ای با معنای نزدیک به «سبک شدن، آسانی، نرمی» یا در برخی کاربردها «مراقبت و رسیدگی» تلقی می‌شود، اما بدون متن دقیق، معنای آن قطعی نیست. به‌طور کلی در چنین صیغه‌هایی، مفهوم «نرم‌کردن / آسان‌کردن» یا «رفق کردن» ممکن است مدنظر باشد.

جمله سازی با ارحف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 حينَ اختاروا أرضًا ارحف للبناءِ، احتاجوا إلى تسويةٍ إضافيةٍ قبلَ البدءِ.

وقتی آنها یک قطعه زمین کم‌عمق‌تر را برای ساخت و ساز انتخاب کردند، قبل از شروع به تسطیح اضافی نیاز داشتند.

💡 جلسَ الطفلُ في زاويةِ الغرفةِ على سطحٍ ارحف من المعتادِ.

کودک در گوشه اتاق، روی سطحی که از همیشه نازک‌تر بود، نشست.

💡 كانَ الطريقُ الجبليُّ ارحف من أن يمرَّ فيهِ الناسُ بلا حذرٍ.

جاده کوهستانی آنقدر شیب تندی داشت که افراد بدون احتیاط نمی‌توانستند از آن عبور کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران