مشرقة

🌐 روشن

«مشرقة» مؤنثِ «مشرق» یا صفتی از ریشه شروق است و به معنای «تابان»، «درخشان»، «روشن»، یا «رو به شرق» می‌آید. این واژه برای توصیف چهره، آسمان، روز یا هر چیز نورانی و درخشان به کار می‌رود. در کاربرد ادبی، «مشرقة» می‌تواند نشان‌دهنده زیبایی، شادابی و روشنی باشد.

جمله سازی با مشرقة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظهرتِ الفتاةُ مشرقة في الحفلِ، بثوبٍ أبيضَ وابتسامةٍ هادئةٍ لفتت انتباهَ الجميع.

دختر در مهمانی بسیار درخشان ظاهر شد، لباس سفیدی پوشیده بود و لبخند آرامی داشت که توجه همه را به خود جلب کرد.

💡 كانت الغرفةُ مشرقة بفضلِ النوافذِ الكبيرةِ التي تسمحُ بدخولِ ضوءِ النهارِ طوالَ اليوم.

اتاق به لطف پنجره‌های بزرگی که در تمام طول روز نور خورشید را به داخل می‌تاباندند، روشن بود.

💡 لاحظت أن اعينهن كانت مشرقة فرحًا بنجاح المشروع.

متوجه شدم که چشمانشان از شادی موفقیت پروژه برق می‌زد.

💡 بدتِ الحديقةُ مشرقة بعدَ المطرِ، إذ انعكستِ أشعةُ الشمسِ على أوراقِ الأشجارِ اللامعة.

باغ پس از باران، روشن به نظر می‌رسید، زیرا پرتوهای خورشید از برگ‌های براق درختان منعکس می‌شدند.

💡 ‬أعادت الكتاب بابتسامة مشرقة وهي تقول‪:‬‬ ‫أحب الكيمياء!

او کتاب را با لبخندی درخشان برگرداند و گفت: من عاشق شیمی هستم!

💡 دخل الأطفال الفصل بوجوه مشرقة بعد عطلة نهاية الأسبوع الطويلة.

بچه‌ها بعد از آخر هفته‌ی طولانی با چهره‌های بشاش وارد کلاس شدند.

💡 الشمس وکانت مشرقة عندما خرج الأطفال إلى الحديقة ليلعبوا كرة القدم.

وقتی بچه‌ها برای فوتبال بازی کردن به پارک رفتند، هوا آفتابی بود.

💡 ‫ربما كان بداية لدروبا أخرى مشرقة لم تتفتح‬ ‫أعيننا عليها‪.

شاید آغاز راه های روشن دیگری بود که هنوز چشم ما به آنها باز نشده بود.

کلمات مرتبط