مشتبه به

🌐 مظنون

این عبارت به معنی «متهم / فرد مظنون» یا «شخصی که احتمال دخالت او در یک موضوع وجود دارد» است. در زبان حقوقی و خبری، برای اشاره به کسی استفاده می‌شود که هنوز جرم او ثابت نشده، اما درباره او ظن و گمان وجود دارد.

اسم (noun)

📌 مظنون

جمله سازی با مشتبه به

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ظهر مشتبه به في التحقيق الأولي بسبب تطابق أوصافه مع الشاهد.

در تحقیقات اولیه، به دلیل تطابق مشخصاتش با شاهد، مظنون شناسایی شد.

💡 نُقل مشتبه به إلى المركز لاستكمال الإجراءات القانونية.

متهم برای سیر مراحل قانونی به مرکز منتقل شد.

💡 ألقت الشرطة القبض على مشتبه به بعد مراجعة كاميرات المراقبة.

پلیس پس از بررسی دوربین‌های مداربسته، مظنون را دستگیر کرد.

💡 ضحيه أو شاهد عيان يحدد جاني مشتبه به من خلال إنفاذ القانون باستخدام الصور.

یک قربانی یا شاهد عینی، با استفاده از عکس‌ها، مظنون به ارتکاب جرم را از طریق مأموران قانون شناسایی می‌کند.

💡 لدينا مشتبه به ذكر وثلاثة مشتبهات من الإناث تحت حراستنا.

ما یک مظنون مرد و سه مظنون زن را در بازداشت داریم.

💡 شاهدت الضباط يقومون بالقبض على مشتبه به خارج منزلها مباشرة.

او شاهد دستگیری مظنونی توسط مأموران درست بیرون خانه‌اش بود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران