مسنة
🌐 زن مسن
اسم (noun)
📌 سالمندان
📌 پیری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 قدیمی
جمله سازی با مسنة
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ليس كل الكلاب تصبح مسنة في نفس العمر.
همه سگها در یک سن پیر نمیشوند.
💡 وفي طريقها إلى البروفة شاهدت سيدة مسنة تتعرض للسرقة وتطلب المساعدة.
در مسیر رفتن به محل تمرین، او زن مسنی را دید که مورد سرقت قرار گرفته و درخواست کمک میکرد.
💡 ساعدتُ مسنة في حمل الأكياس إلى باب بيتها قبل نزول المطر.
قبل از شروع باران به یک زن مسن کمک کردم تا کیسهها را تا دم در خانهاش حمل کند.
💡 سكنت في الحي مسنة معروفة بحكمتها وهدوئها واحترام الجميع لها.
در آن محله، پیرزنی زندگی میکرد که به خاطر خرد، آرامش و احترامی که همه برایش قائل بودند، شناخته شده بود.
💡 تحتاج امرأة مسنة إلى رعاية صحية منتظمة ومتابعة من الأسرة.
یک زن مسن به مراقبتهای بهداشتی منظم و پیگیری از سوی خانواده نیاز دارد.
💡 أدرنا وجوهنا جهة الف راغ الس ماوي الهائ ل ال ذي يحيطن ا وال تي تخدشه أغصان أشجار مسنة متيبسة.
رویمان را به سوی فضای خالی آسمانی پهناوری که ما را احاطه کرده و شاخههای سفت و کهنسال درختان آن را خراش میدهند، برگرداندیم.