مسکم
🌐 مشک
این شکل نیز از نظر ساخت شبیه واژهای با معنای «به سکونآورنده» یا «آرامکننده» است، اما در بسیاری از متون ممکن است ضبط یا صورت نوشتاریِ متفاوت یک واژه دیگر باشد. اگر منظور از آن در متن دارویی یا وصفی آمده باشد، غالباً چیزی است که اثر تسکیندهنده یا آرامکننده دارد. بدون متن دقیق، معنای دقیقتر آن وابسته به سیاق است.
جمله سازی با مسکم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يحتاجُ بعضُ المرضى إلى دواءٍ مسکم ٍ لكنْ يجبُ استخدامُهُ وفقَ تعليماتِ الطبيبِ فقط.
برخی از بیماران به داروهای مسکن نیاز دارند، اما این داروها فقط باید طبق دستور پزشک مصرف شوند.
💡 أعطاها الصيدليُّ حقنةً مسکم ً لتخفيفِ الألمِ الشديدِ في المفصلِ المصابِ.
داروساز برای تسکین درد شدید مفصل آسیب دیده، به او مسکن تزریق کرد.
💡 هذا الدواءُ مسکم ٌ سريعُ المفعولِ، وقد وصفَهُ الطبيبُ للمريضِ بعدَ العمليةِ مباشرةً.
این دارو یک مسکن سریع الاثر است و پزشک بلافاصله پس از عمل آن را برای بیمار تجویز کرده است.