مسک
🌐 مشک
«مسک» به معنی «مشک» است، یعنی ماده خوشبویی که از غده برخی جانوران یا بهصورت عطری به دست میآید. در فارسی نیز همین واژه رایج است و معنای عطر خوش، بوی نافذ و ماده معطر را میدهد. در ادبیات عرب و فارسی، «مسک» نماد بوی خوش و لطافت است.
جمله سازی با مسک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 انتشرتْ رائحةُ مسك ٍ خفيفةٍ في الغرفةِ بعدَ أنْ وضعتِ المعلمةُ قطعةً صغيرةً على المكتب.
بعد از اینکه معلم تکه کوچکی از مشک را روی میز گذاشت، بوی ملایمی از مشک در اتاق پخش شد.
💡 اشترتْ الأمُّ عطرًا من مسك ٍ نقيٍّ لتستخدمهُ في المناسباتِ والزياراتِ العائلية.
مادر عطری از مشک خالص خرید تا در مناسبتها و دید و بازدیدهای خانوادگی از آن استفاده کند.
💡 يحبُّ بعضُ الناسِ خلطَ مسك ٍ مع العطورِ الأخرى ليحصلوا على رائحةٍ دافئةٍ ومميزة.
بعضی افراد دوست دارند مشک را با عطرهای دیگر مخلوط کنند تا رایحهای گرم و متمایز به دست آورند.