مسفرة

🌐 مسافر

«مسفرة» از ریشه «سفر» در اینجا به معنای «روشن، درخشان، آشکار» است؛ یعنی چیزی یا چهره‌ای که نورانی و باز شده باشد. در برخی کاربردها ممکن است به «چهره گشاده و نورانی» یا «صبح روشن» نزدیک باشد. بسته به بافت، می‌تواند صفت مؤنث برای چیزی روشن و آشکار نیز باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پیشرو

جمله سازی با مسفرة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 كانت الواجهة مسفرة تحت ضوء الصباح، فبدت الألوان أكثر وضوحًا وجمالًا.

نما زیر نور صبح روشن شده بود، بنابراین رنگ‌ها زنده‌تر و زیباتر به نظر می‌رسیدند.

💡 قال المصور إن الصورة مسفرة بما يكفي، ولا تحتاج إلى تعديل كبير.

عکاس گفت که تصویر به اندازه کافی واضح است و نیازی به ویرایش اساسی ندارد.

💡 دخلت مسفرة إلى القاعة وهي تحمل ملفات العمل وتبدو مستعجلة للغاية.

مصفیره با پرونده‌های کاری وارد سالن شد و خیلی عجله داشت.

💡 وما فتئت النزاعات المتطاولة في القوقاز تعرقل الاستقرار والتنمية مسفرة عن توتر جديد.

درگیری‌های طولانی مدت در قفقاز همچنان مانع ثبات و توسعه می‌شود و منجر به تنش‌های جدید می‌گردد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران