مسفور
🌐 ماسفور
«مسفور» از همان ریشه «سفر» است و به معنای «آشکار، گشوده، نمایان» میآید. این واژه میتواند برای چیزی بهکار رود که پرده از آن برداشته شده یا ظاهرش روشن شده باشد. در بعضی کاربردها، به معنای «روشنرو» یا «آشکارشده» هم فهمیده میشود.
جمله سازی با مسفور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 في القرية بدا الطريق مسفور ًا بعد المطر، كأنه غُسل تمامًا من الغبار.
در روستا، جاده پس از باران تمیز به نظر میرسید، انگار که کاملاً از گرد و غبار شسته شده بود.
💡 كان الصباح مسفور الوجه، تشرق فيه الشمس على النوافذ والأزقة الضيقة.
صبح روشن بود و خورشید بر پنجرهها و کوچههای باریک میتابید.
💡 ظهر الرجل مسفور الملامح بعد ليلة طويلة من العمل والقلق.
مرد، پس از یک شب طولانی کار و نگرانی، با چهرهای جدی ظاهر شد.