مَسْحَج

🌐 ماساژ

این واژه بسیار نادر و نامأنوس است و در عربی معیار معنای روشن و رایجی ندارد. احتمال دارد صورتِ غلطِ واژه‌ای دیگر باشد یا نام خاص، لقب، یا اصطلاحی محلی / قدیمی. برای ارائهٔ معنی دقیق، باید منبع یا جملهٔ اصلی بررسی شود.

اسم (noun)

📌 هواپیما

جمله سازی با مَسْحَج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 فحص الطبيب الجرح مسحج ًا وتأكد أنه لا يحتاج إلى خياطة.

پزشک زخم را به دقت معاینه کرد و تأیید کرد که نیازی به بخیه ندارد.

💡 شعر العامل بألم في ذراعه بسبب مسحج بسيط سببه احتكاك الباب المعدني.

کارگر به دلیل سایش جزئی ناشی از اصطکاک درب فلزی، در بازوی خود احساس درد کرد.

💡 ظهر على الجلد أثر مسحج خفيف بعد سقوط الطفل على الأرض أثناء اللعب.

پس از اینکه کودک هنگام بازی به زمین افتاد، خراشیدگی خفیفی روی پوستش ظاهر شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران