مَسْحَة الحَلْق
🌐 سواب گلو
این ترکیب بهمعنی «مالیدن / مسحِ گلو» یا «اثر / لایهای در گلو» نیست که یک اصطلاح بسیار رایج و تثبیتشدهٔ عمومی باشد، بلکه احتمالاً ترکیبی تخصصی یا پزشکی است. اگر بهصورت لفظی گرفته شود، «مسحة الحلق» یعنی «نمونهگیری از گلو» یا «کشیدن / مالیدن بر حلق»؛ در پزشکی امروز عربی، این تعبیر ممکن است به «نمونهٔ حلق» برای آزمایش اشاره کند. با این حال، معنای دقیق آن به زمینهٔ استفاده بستگی دارد.
اسم (noun)
📌 سواب گلو
جمله سازی با مَسْحَة الحَلْق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 استخدم الطبيب مسحة الحلق لأخذ عينة تساعد في تشخيص سبب الالتهاب.
پزشک با استفاده از سواب گلو، نمونهای برداشت که به تشخیص علت التهاب کمک میکند.
💡 بعد ظهور الأعراض، أجريت مسحة الحلق للتأكد من وجود العدوى أو عدمها.
پس از بروز علائم، برای تأیید وجود یا عدم وجود عفونت، از گلو نمونهبرداری شد.
💡 طلبت الممرضة من الطفل أن يفتح فمه قليلًا، ثم أخذت مسحة الحلق بسرعة.
پرستار از کودک خواست دهانش را کمی باز کند، سپس به سرعت یک نمونه از گلویش گرفت.