مَسْجُون
🌐 زندانی
این واژه به معنی «زندانی» است؛ یعنی کسی که در زندان نگهداری میشود. از ریشهٔ «س-ج-ن» میآید و در عربی بسیار رایج است. گاهی علاوه بر معنای واقعیِ زندانی، بهصورت مجازی هم برای کسی که در بندِ چیزی است یا آزادیاش محدود شده، استفاده میشود.
اسم (noun)
📌 زندانی
صفت (adjective)
📌 زندانی
📌 قفل شده
صفت / اسم (adjective / noun)
📌 زندانی
جمله سازی با مَسْجُون
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بقي الرجل مسجون عدة سنوات بسبب قضية معقدة لم تُحسم بسرعة.
این مرد به دلیل یک پرونده پیچیده که به سرعت حل و فصل نشد، چندین سال در زندان ماند.
💡 انا مسجون ابحث عن خالص ال أن أجدّد سجن داخل سجن.
من یک زندانی هستم که به دنبال راهی برای خروج هستم، تا زندانی درون زندان دیگر را از نو بسازم.