مستيقظ
🌐 بیدار
صفت (adjective)
📌 بیدار
📌 بیدار شده
📌 بیداری
📌 برانگیخته
📌 بیدار شدن
جمله سازی با مستيقظ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بقي الأب مستيقظ ًا حتى عاد ابنه من السفر.
پدر تا زمانی که پسرش از سفر برگردد، بیدار ماند.
💡 وجود يوغي مستيقظ في مكان قريب يمكن أن يكون نصف المعركة.
داشتن یک یوگی بیدار در نزدیکی میتواند نیمی از راه باشد.
💡 بدأت أمضي ساعاتي كلّها وأنا مستيقظ في الحراسة عند تلك النافذة.
من تمام ساعات بیداریام را صرف نگهبانی دادن در کنار آن پنجره کردم.
💡 حاول أن يظل مستيقظ ًا أثناء الاجتماع المهم.
او سعی کرد در طول جلسه مهم بیدار بماند.
💡 كن مستيقظ مبكتيب ككل ليلة أنتظر أن أر ِ ِ اك حىت يهدأ قليب و يراتح عقلي
بیدار بمان، مانند هر شب، در انتظار دیدارت تا قلبم آرامش یابد و ذهنم آرام گیرد.
💡 كنتُ مستيقظ ًا طوال الليل بسبب ضجيج الشارع.
تمام شب به خاطر سر و صدای خیابان بیدار بودم.